چقدر سخته تو چشمای کسی که قلبت رو بهش دادی
و به جاش یه زخم همیشگی به دلت داده ، زل بزنی
و به جای اینکه لبریز از نفرت بشی حس کنی
هنوزم دیوونشی و دوستش داری چقدر سخته
که دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی
که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده
چقدر سخته که تو خیالاتت ساعت ها باهاش حرف بزنی
ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه تو خیس کنه
اما مجبور باشی بخندی
تا نفهمه هنوز دوستش داری !!!!!!!!!!!!