کجایی مرگ؟!!!
کجایی ای تنها حقیقت راستین من تنها می توانم آرزوی آمدنت را بکنم
با اینکه دیگر طاقتی نمانده در انتظارت ، نمی توانم به سویت بیایم
بالهایم شکسته اند و پاهایم بسته حتی برای سقوط در گودال تاریک گور
هم نمی توانم گامی بردارم تنها پنجه می سا یم و ناله میزنم و فرو میروم!!!