سوگند عشق

به نام آنکه اگر حکم کند همه ی ما محکومیم

سوگند عشق

به نام آنکه اگر حکم کند همه ی ما محکومیم

آخر خط

غربت من هر چی که هست از با تو بو دن بهتره آخر خط زندگیم این نفسای آخره وقتی دارم با هر نفس از این زمو نه سیر می شم وقتی با یه زخم زبون از این و اون دلگیر می شم این آخره راه دیگه باید که تنها بمیرم تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بمیرم باید برم باید برم باید که بی تو بپرم آخ که چه سنگین می گذره این نفسای آخرم سکوت من نشونه ی رضایتم نیست می دونی گلایه هامو می تونی از توی چشمام بخونی بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم هیچی نگم داد نزنم لبامو رو هم بدوزم دربدره غزل فروش منم که گیتار میزنم با هر نگاه به عکست انگارمن خودمو دار می زنم نفرین به عشق به عاشقی نفرین به قلب سرنوشت به اون نگاه که عشق تو تو سر نوشت من نوشت نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشقه منو تو به ساده بودنه منو به اون دل سیاه تو کاش میشد اشک را تهدید کرد ، مدت لبخند را تمدید کرد ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کاش میشد در میان لحظه ها ، لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد