سوگند عشق

به نام آنکه اگر حکم کند همه ی ما محکومیم

سوگند عشق

به نام آنکه اگر حکم کند همه ی ما محکومیم

دلتنگی

سلام 

دلتنگی هایم بوی نا گرفته  

و شادیهایم درون باغچه همسایه جوانه میزند 

گاه شور و شیداییم را دیروز به جای پول سیاه به پسرک گدا  دادم 

و دستم در انتظار گرفتن جرعه ای از آرامش چشمانش در  میان همهمه بازار گم شد 

ساعت روی دیوار با عقربه هایش لج بازی میکند و محبوسشان کرده گویا زمان صفر شده 

«باید برم» واژه کهنه ایست : «من رفته ام» اما نمیدانم کجا......... 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد